![]() |
![]() |
|
| ____________________کارگر، دانشجو ... اتحاد، اتحاد_____________________ |
|
الکس کالینیکوس
ترجمه: رها رهنورد الکس کالینیکوس مینویسد: اگر به دنبال جانشینی برای سرمایه داری و تغییر جهان هستیم، اندیشههای کارل مارکس در این باب آغازگاه مناسبی است. دهه گذشته شاهد ظهور جنبشهای نوین مقاومت بوده است. این جنبشها در ابتدای امر خشم اشکال متحد جهانیسازی تحمیلی از جانب سیاستهای نئولیبرال کشورهای سردمدار غربی را برانگیخت. مقاومت با رانه جنگ گسترش یافت، جنگی که توسط آمریکا و به زعامت جرج بوش پس از 11 سپتامبر 2001 آغاز شد. اما سوالی که همچنان میباید بدان پاسخ گفته شود اینست که چه اندیشه هایی قادرند به بهترین نحو انگیزههای این جنبش ها را توضیح دهند؟ در اوایل دهه نخست قرن بیست و یکم، تأثیرگذارترین چهره ها در این باب افرادی بودند که وجود این جنبشها و روشهای تمرکزگریز شکل گیری آنها را میستودند. افرادی همچون آنتونی نگری، نوامی کلین و جان هالوی. اما هدایتگری کم این اندیشه ها موجبات افول نسبی آنها را فراهم کرد. در این میان نوام چامسکی همچنان به مثابه چهره تسلیم ناپذیر انتقاد از امپریالیسم آمریکا باقی ماند، اما وی از ارایه هر گونه تحلیل جامع یا دستورالعمل استراتژیک برای جنبش خودداری کرد. شاید بهتر باشد به جای جستجو در میان اندیشمندان جدید، به اندیشه یکی از متفکران کهن، کارل مارکس بازگردیم. برای بسیاری این یک پیشنهاد مضحک به نظر می رسد: مارکس منسوخ و یک چهره ویکتوریایی نیست؟ نه تنها به هیچ وجه چنین نیست، بلکه مارکس معاصرترین نظریه پرداز اجتماعی است. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 0:22 توسط mahan |
|
|
http://www.socialist-students.com/
|
|
+ نوشته شده در
جمعه پنجم مهر 1387ساعت 14:39 توسط mahan |
|
|
حوادث چند سال اخیر به روشنی نشان داده است که جوانان معضل استراتژیک رژیم حاکم هستند و رژیم حاکم مانع نخستین نسل جوان در مسیر نیل به سعادت و بهروزی فردی و اجتماعی است . رژیم حاکم پیوستن به خیل عظیم بیکاران را به آینده محتوم بخش عمده جوانان تبدیل کرده است . آنها را در منگنه زندگی جهنمی در " حال " و ابهام و سرگردانی در " آینده " گرفتار آورده است . اعتیاد ، خود کشی ، تن فروشی ، تکدی گری ... واسطه هایی هستند که این حال را در چارچوب مناسبات سرمایه دارانه نامتعارف و خود- ویژه رژیم اسلامی به آن آینده پیوند می زنند . خانواده های این جوانان که غالبا متعلق به اقشار کارگر و زحمتکش جامعه هستند در چنبره فلاکت تمام عیار اقتصادی - که در ماههای اخیر به اوج خود رسیده است - گرفتار آمده اند . در عرصه سیاسی در چند ماه اخیر با سرکوب و تعرض گسترده حاکمیت و بالا رفتن آمار بازداشتها ، تعداد جلسات بی دادگاهها و اعدامیها و فشار فزاینده بر فعالین سیاسی و اجتماعی مواجه بوده ایم . در حیطه اجتماعی رژیم با طرحهای موسوم به " امنیت اجتماعی " و " مقابله با اراذل و اوباش " مستقیما جوانان را به عنوان نخستین قربانیان و متهمان نشانه گرفته است . در عرصه فرهنگی و در قرن بیست و یکم و در یک مورد واقعا کم سابقه ، هنوز مطالعه آزاد ، معاشرت و و دوستی با جنس مخالف ، هنرورزی و هنردوستی ، ورزش کردن و حتی انتخاب آزادانه خوردنیها و نوشیدنیها و به طور خلاصه بهره بردن از یک زندگی و مدنیت عرفی و نرمال ممنوع و یا نیمه ممنوع است و باید در خفا دنبال شود . آپارتاید جنسی وسیع و سیستماتیک ، زن را در معرض تبدیل به عضو درجه سوم و چهارم جامعه قرار داده است . این تصویری فشرده از زندگی جوانان در بطن مناسبات سرمایه دارانه موجود در یک کشور توسعه نیافته و جهان سومی است . سرمایه داری اسلامی - ایرانی حاکم جیب جوان و خانواده اش را خالی می کند و ستون از زیر سقف معیشت آنها می کشد ، در جامعه از او با باتوم " امنیت " استقبال می کند ، در تلاش برای تبدیل نیمی از آنان به برده جنسی است و آنان را در باتلاقی از شیزو فرنی فرهنگی غوطه ور ساخته است . اینها زمینه های عینی اعتراض نسل جوان را شکل می دهند . زمینه های عینی ای که در چارچوب مناسبات حاکم نابود شدنی نیست و با نقشه و برنامه و طرحها و استراتژیهای امنیتی رفع نمی شود . بستن دهانه آتشفشانهای اعتراض حتی با شفته خون وباروت نیز میسر نیست . این نسل و یا بخشی از آن ، آنگاه که به اعتراض روی آورد و به فکر راه چاره بیافتد و " آلترناتیو " های نیم جان و نیم بند بورژوایی ( لیبرالی و ناسیونالیستی ) را بنگرد که در گذشته و حال حیات و هستی خود را از حاکمان گدایی کرده و سر در آخور بزرگتر نظم موجود در ابعاد گوناگون آن داشته اند ، می تواند افق سوسیالیسم انقلابی را به عنوان مجرای اعتراض همه جانبه ، رادیکال و بی تخفیف خویش به همه زوایا ، همه جوانب و گوشه های نظم و وضعیت موجود برگزیند . این چنین است که سوسیالیسم می تواند در جامعه تعین بیابد ، محو ناشدنی باشد و به عنوان یک گزینه و انتخاب نسلی ظهور کند . این روزها در آستانه آغاز سال تحصیلی جدید و بازگشایی مراکز آموزشی قرار داریم . دانشگاهها و جنبش دانشجویی همواره به عنوان جنبش پیشتاز اجتماعی و محل تجمع و تمرکز اقشاری با درجات آگاهی بالاتر از میان نسل جوان و حامل پتانسیل اعتراضی آن در سطح جامعه مطرح بوده اند . در سال 1357 ایران دارای 160 هزار دانشجو بود و اکنون 1 میلیون و پانصد هزار دانشجو در ایران وجود دارند که حکایت از افزایش وزن این جنبش در سطح جامعه دارد . در شرایط کنونی و با تشدید بحرانهای دولت کنونی در ابعاد اقتصادی ، اجتماعی و بین المللی تحولات جنبش دانشجویی - بمثابه یکی از اصلی ترین سنگرهای مقاومت - از اهمیت مضاعفی برخوردار می گردند . رژیم به شکلی برنامه ریزی شده و حساب شده و با اجرای طرحهایی نظیر " سهمیه بندی جنسیتی " ، ستاره دار کردن دانشجویان " ، " بومی سازی دانشگاهها " ، " مدیریت اسکان دانشجویان در خوابگاهها " و ... سعی در مقابله با جنبش دانشجویی و تضعیف آن را دارد که برخوردی متقابل و هوشیارانه و سجیده را طلب می کند . ما در اینجا از کانال مرور کوتاه و سریع بر برخی از تجارب و اتفاقاتی که در سال گذشته تحصیلی بر جنبش دانشجویی گذشت، سعی می کنیم به بخشی از چشم اندازها و چالشهای جنبش دانشجویی در سال تحصیلی جاری اشاره ای داشته باشیم : ... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 15:36 توسط mahan |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| آرشیو موضوعی |
|
دانشجویی زنان کارگری اخبار و گزارش |
| نویسندگان |
|
دانشجویان سوسیالیست د... باهنر شیراز mahan |
|
|