![]() |
![]() |
|
| ____________________کارگر، دانشجو ... اتحاد، اتحاد_____________________ |
|
اعلام موجودیت سایت رسمی دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران بدین وسیله به اطلاع همه دانشجویان و دانش آموزان، کارگران، زنان و مردم زحمتکش میرسانیم که سایت رسمی" دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران " رسما دست به کار شده است. و از تمامی دوستان و رفقای عزیز خود تقاضا داریم به هر شکلی که امکان همکاری با ما – در اداره سایت و پیشبرد اهداف سوسیالیستی - را دارند خواهشمندیم با فرستادن مطالب، اخبار و گزارشات و نظرات خود، در رابطه با مسائل مختلف جنبشهای رادیکل اجتماعی از طریق امیل سایت با ما در تماس باشید. لازم به ذکر است که بدون همکاری شما رفقای عزیز اداره سایت و پیشبرد کار و فعالیت سوسیالیستی امکان پذیر نخواهد بود. آدرس سایت: http://www.socialist-students.com/ امیل تماس : info@socialist-students.com دانشجویان سوسیالست دانشگاههای ایران 30 / 6 / 1387 |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 4:43 توسط mahan |
|
|
جهانگير ويسي امروز بيش از هر روز ديگر ما شاهد پديدهاي در سطح جهاني هستيم. پديدهاي كه نمودهاي خود را در تسريع ارتباطات، توليد، توزيع و تسريع انباشت سرمايه در اقصينقاط جهان را به نمايش گذاشته است. اينهم «جهاني شدن» است. اما اين جهاني شدن بعدها و زواياي گوناگوني را به خود ديده است و اين فكر بستري به قدمت خود تاريخ دارد؛ چرا كه از آن زمان كه انسان و منفعت خصوصي وي را واداشت تا جهان را در مشتهاي خود بفشارد، امپراتوريهاي بزرگ، اديان بزرگ و تاخت و تاز فرمانروايان را خلق نمود. هميشه تاريخ دوجهان، دو جهانبيني در كنار همديگر با هم اما تنها با غلبه ستمگر، يعني غلبه بردهدار بر بردگان، فئودال بر دهقانان، سرمايهدار بر كارگران همراه بوده است. شورش بردگان در مقابل بردهداران، شورش دهقانان بر ضد فئودالها، قيامهاي گوناگون و انقلابات كارگري همه از دو جهان و دو جهانبيني سخن ميگويند و گفتهاند. از همان ابتداي سرمايهداري، عامگرايي به جهاني شدن در ديدگاههاي متفاوت خود را نمود داده است. انسانگرايي كلاسيك آزادي از عصبيتهاي ملي و قومي و گرايش به افقهاي جهان داشت. ليسنگ ميهنپرستي را ضعف ميد انست و شاد بود كه چنين ضعفي احساس نميكند. گوته دوستان خويش را اندرز ميداد كه فرزند جهان باشند و ميگفت شاعر و فيلسوف بايد از قيد زمان و مكان و مليت برهد و خويشتن را همعصر و هموطن همهي مردم بداند. هردر، شيلر و هممعاصرانشان مباهات ميكردند كه شهروند سراسر جهانند – اصطلاح «ادبيات جهاني» را گوته وضع كرد. ترانه شادماني شيلر در آخرين بخش سمفوني نهم بتهوون با موسيقي همراه شده و كانت و سنسيمون و هگل از اين جهان بودهگي سخن راندند. «ماركس» در مقابل جهان سرمايهداري، جهان كارگران را ترسيم و به نمايش عملي كشاند و اما جهاني بودن، جهاني شدن، جهانيسازي، جهاني كردن پيشينهي تاريخي دارد. به همين خاطر از دستگاه نظري و نقادي ماركس و سوسياليستها نيز پوشيده نبوده است، بدينگونه گزينهاي از دادههاي مانيفست بيلطف نخواهد بود. «صنعت معاصر بازاري جهاني را بنياد نهاد كه كشف آمريكا راه آن را هموار كرده بود بازار جهاني موجب رشد شگرف بازرگاني، دريانوردي و ارتباطات زميني شد. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 10:10 توسط mahan |
|
|
افشین شمس قهفرخی بارها شنیده ام که سوسیالیسم و افکار سوسیالیستی به اینجا (ایران) تعلق ندارد- مال اینجا نیست و لحظه ای با خود اندیشیدم ما از چه چیزی صحبت می کنیم ؟ از یک کالا؟ از چیزی که در کارخانه تولید می کنیم یا در کارگاه می سازیم وسپس برای آن بازاریابی میکنیم و برایش پوستر و بروشور تبلیغاتی چاپ می کنیم یا فیلم ها و شوهای تبلیغاتی می سازیم؟ ان را صادر و وارد می نماییم وقیمت آن را بالا وپایین می آوریم؟ سخن بر سر این موضوع است که اندیشه ها وآرمان ها ی انسانی کالا نیستند . زیرا که از ذهن و اندیشه ی انسانی سرچشمه می گیرند و ذهن و اندیشه ی انسانی منعکس کننده ی روابط و مناسبات وتحولات مادی است . هر دوران تاریخی با مشخصه ها و ویژگی های مادی دوران خود اندیشه های خاص این دوران را هم به همراه دارد . به تبع عدالت جویی و برابری طلبی به مثابه بالا ترین و عالی ترین ذهنیت بشری در همه این دوران ها به چشم می خورد . سوسیالیسم مدون ترین و سازمان یافته ترین اندیشه ی طرفدار برابری و عدالت اجتماعی است . اما مبارزه برای برابری و ایجاد عدالت اجتماعی وسوسیالیسم سیر هزاران ساله ای دارد که من مختصرا به آن میپردازم: در دورانی که شیوه ی تولید برده داری بر بخش های عمده جهان مسلط بود و حکمفرمایی می کرد و عدالت خواهی و برابری طلبی با پرچم انسان های مبارز و برابری طلبی چون "مزدک" و"اسپارتاکوس" خود را نشان داد . هر دو نفر متعلق به یک دوران تاریخی بودند اما در دو نقطه ی مختلف جهان زندگی می کردند . اولی به شرق تعلق دارد واز درون امپراطوری شاهنشاهی ایران بر می خیزد و دومی به غرب و از دل امپراطوری روم پرچم برابری را به اهتزاز در آورد . فرهنگ پارسی و هِلِنی با ویژگی های خاص خود با هم تفاوت های عمیق فراوانی دارند . اما علی رغم این تفاوت ها در خواسته ها (تئوری ها) و عملکرد اجتماعی (پراتیک) این دو انسان مبارز چند چیز مشترک به چشم می خورد که هیچ ربطی به فرهنگ و ملیت آنها ندارد . هر دو خواستار برابری اجتماعی برای همه ی انسانها هستند و به تفاوتهای طبقاتی باور ندارند . هر دو خواستار برابری زن و مرد هستند و سرانجام هر دو حکومت های موجود را نماینده ی اشرافیت طبقاتی می دانند . در یک کلام هر دو ( با توجه به ابتدایی بودن باور های عدالت جویانه در آن زمان) باور و اعتقاد به سوسیالیسمی ابتدایی دارند . به سرنوشتشان نگاه می کنیم :هر دو مورد خشم و غضب طبقات حاکم قرار میگیرند ودولتهای طبقاتی ایران و روم با تمام دم و دستگاه های ایدئولوژیک شان با همه ی ارتش و نیروهای نظامی شان برای نابودی آنها وپیروان شان کوشش می کنند : اشرافیت طبقاتی –کاستی در ایران در یک " شبه کودتا ی درون حکومتی " قباد، شاهنشاه متمایل به اصلاحات اجتماعی و طرفدار مزدک را سرنگون وانوشیروان فرزند او را که دیدگاه های شدیدا اشرافی و ارتجاعی دارد را بر اریکه ی قدرت می نشاند . این جابجایی در هرم قدرت دقیقا به منظور مهار وسرکوب جنبش مردمی و اجتماعی بود که مزدک آنرا سازماندهی و رهبری می کرد . سرانجام با یک حیله ی کثیف سیاسی با دستیاری دربار شاهی ودستگاه ایدئولوژیک زرتشتی و مزدک و یارانش در قصر انوشیروان به طرز فجیعی قتل عام شدند . .... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 22:48 توسط mahan |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| آرشیو موضوعی |
|
دانشجویی زنان کارگری اخبار و گزارش |
| نویسندگان |
|
دانشجویان سوسیالیست د... باهنر شیراز mahan |
|
|